منبع : مجله صنعت بسته بندي
كاميار فيلسوفي خود را چنين معرفي مي كند:
حدود 22 سال است كه درگير كار توليد هستم و از حدود 18 سال پيش درگير موضوع بازيافت شدم. ما در آن زمان ناخودآگاه مصرف كننده مواد ضايعاتي بوديم.
وجود ضايعات در فرآيند توليد باعث شد كه به فكر چارهاي براي آنها باشيم. ابتدا خودمان به صورت دستي يك سري از اين ضايعات را تفكيك كرديم، شستيم، خشك كرديم، خرد كرديم و نهايتا تصميم گرفتيم اين كار را جديتر دنبال كنيم.
مدتي اين كار را به صورت صددرصد سنتي انجام مي داديم. اما با توجه به فشاري كه به كارگر وارد مي شد و مشكلاتي كه در كنارش داشت و همينطور با بررسي كه كرديم ديديم صرف در اين است كه كارگر در اين كار كم شود، يك خط نميه دستي را راهاندازي كرديم. اين خط حدود 5 سال پيش تكميل شد.
اين خط را با طول 36 متر به گونهاي طراحي كردم كه توانستم از اداره صنايع براي آن پروانه بهرهبرداري بگيريم. من اولين پروانه بهرهبرداري بازيافت ضايعات را در استان مازندران ويكي از 3 پروانه فعال در ايران را در سال 84 گرفتم. البته خط سال 80 تكيمل شده بود.
بعد از اخذ پروانه بهرهبرداري با ظرفيت 6600 تن، شروع به توليد كرديم. در طول سال در حدود 20 تا 25 هزار تن پلاستيك را جمع آوري مي كرديم. در كنار اين ضايعات پلاستيكي معضلي وجود داشت به اسم PET!
PET را در آن زمان مي سوزاندند. ما گفتيم اينها را نسوزانيد ما كيلويي 30، 40 تومان از شما مي خريم.
به دليل حجم زياد و وزن كمي كه PET داشت، مشكلات زيادي ايجاد مي كرد. به هر حال PET را هم وارد سيستم فرآوريمان كرديم.
ما 33 نوع پليمر از ضايعات پلاستيك به دست مي آورديم كه عمدتا HDPE,LDPE,LLDPE, PP در 5 رنگ بود كه PET هم وارد اين مجموعه شد.
چينيها با قيمتهاي گزاف وارد بازار خريد PET شدند و يك دفعه PET از كيلويي 30، 40 تومان رسيد به 400،300،200،150،90،70 تومان ارزش پيدا كرد.
4 سال پيش ما يك دستگاه به يكي از دوستان داديم و ايشان اعلام رضايت كرد. به اين ترتيب ساخت دستگاه را آغاز كرديم. من 36 و 37 طرح در زمينه بازيافت دارم كه 11 طرح را ثبت مالكيت صنعتي كردهام. بقيه هم يا در دادگاه است يا در شرف اخذ مجوز است. از جمله اين طرحها مي توان به استفاده از پودر PETبه عنوان يك افزودني مانند سيمان، توليد كف پوش با پودر PET، توليد بام پوش با پودر PET و... اشاره كرد. يكي از كليديترين قسمتهاي بازيافت خشك كردن است. روش سنتي به اين شكل است كه زير استوانههايي در ابعاد مختلف، مشعل روشن ميكنند و با بيل آن را به هم مي زنند. من يك سيستم خشك كن motive و خطي درست كردم و آن را به ثبت رساندم. يك دستگاه شست و شو نيز به ثبت رساندهام. سيستم آخري كه در اين بسته 11تايي به ثبت رسيده است، سورتينگ است. به دليل اين كه PVC و PET داخل هم زياد است، يك سيستم درجهبندي از لحاظ تفكيك حرارتي در سورتينگ در نظر گرفتيم كه ثبت اختراع شده است.
ميزان تفكيك اين سيستم چقدر است؟
هنوز اين سيستم 5 درصد افت دارد كه داريم با تكميل آن، درصد تفكيك را افزايش مي دهيم. ضمن اين كه شما 10 درصد هم به كل سيستم بايد، افت بزنيد چرا كه معمولا بار ضايعات پلاستيكي از زباله به دست آمده و با همه جور آشغال در تماس بوده است.

گوشهاي از مراحل بازيافت از زبان آقاي فيلسوفي را در زير مي خوانيد.
بعد از آسياب يك بالابر قرار دارد و بعد از آن يك سرند را مي بينيد كه گل و لاي و نم موجود در مواد را تا حدودي مي گيرد. بعد با يك بالابر ديگر براي جداسازي ليبلها و دربها وارد يك وان مي شود. اين جداسازي با توجه به وزن حجمي آنها نسبت به آب انجام مي شود. بعد لولههايي وجود دارد كه با استفاده از سيستم مارپيچ مواد را به بيرون هدايت مي كند.
خط 2 آسياب كيفيت بهتري نسبت به خط يك آسياب داراست. سيستم مارپيچ با حركت آب و مواد جلو مي رود. بعد داخل يك وان 6 متري كار تفكيك انجام مي شود. سپس يك وان 4 متري مي آيد كه آب كشي مجدد را انجام ميدهد. ظرفيت خط 200 كيلو در ساعت است ولي تا 350 كيلو در ساعت هم مي تواند، عمليات بازيافت را انجام بدهد. دور تا دور خشك كنها المنت وجود دارد كه سيستم مارپيچ داخلي دارد. يكblower نيز وجود دارد كه در مواد جنجال به وجود مي آورد تا مواد را از همه جهت خشك كند، قبلا در يك مرحله نمگيري و سپس خشك كردن انجام ميشد. اما اين كار در خط جديد با المنت انجام مي شود.
3 وان مرتبط با هم وجود دارد و در نهايت باري كه به شما تحويل مي دهد، بار خشك است. وابسته به نوع جنس تعداد خشك كنها و نمگيرها قابل تغيير است.
چيپس PET توليدي بيش از 85 درصد خلوص دارد و از كيفيت تقريبا مطلوبي برخوردار است.
دستگاه توليدي عملكرد بسيار سادهاي دارد و در دور افتادهترين شهرستانها هم مي توان مشكل را با تلفن حل كرد.
آيا توان توليد چيپس فودگريد را هم دارد؟
اين خط را نمي شود گفت فودگريد، چون آهن، ورق، زنگ و ضد زنگ است. اگر كسي بخواهد flake فودگريد توليد كند، ما همه سيستم را از استيل مي سازيم و خط را نيز بايد طولانيتر كنيم. ضمن اين كه در طول مسير كار هم، نه اتوكلاو ولي يك سيستم مشابه آن درنظر مي گيريم. با تحقيقي كه من انجام دادم كل آلودگي در 100 يا 150 درجه سانتيگراد از بين مي رود. البته مشكل ما با نايلون و پلي اتيلنهاي كم چگال است كه در 130-135 درجه سانتي گراد ذوب مي شوند. ما با يك سيستم بخار مي توانيم آلودگيها و ميكروبها را از مواد جدا كنيم.
آسيابها را خريداري مي كنيد؟
خير آسيابها را هم خودمان مي سازيم. هر كس هر آسيابي توليد مي كرد، مي خريدند و استفاده مي كردند، خيلي هم متفاوت نبودند. من يك آسياب از بهترين شركت دارم در كنار يك آسياب معمولي، ولي هر دو يك كار انجام ميدهند. اما چون مردم چيزي را ثابت در اختيار داشتند، ديگر تغيير ندادند و با همان ادامه دادند. يكسري تغييرات ظاهري در آسياب به وجود آوردم. علاوه بر آن آسياب را دارم دو جداره مي سازم كه با استفاده از پشم و پشمسنگ سعي دارم، لرزش و صداي آن به حداقل مي رسد.
محصولات ثانوي توليدي از چيپس PET، چه محصولاتي هستند؟
3 نوع محصول، گل بازار است: طناب، تسمه و الياف.
متاسفانه همه flake را مي فروشند و كاري هم ندارند كه خريدار چه چيزي مي خواهد توليد كند. اما كسي كه به من زنگ مي زند مي پرسم كه چه چيزي مي خواهي توليد كني؟ محصولي كه از بطري به دست مي آيد، نمي توان با آن تسمه توليد كرد. چون چقرمگي و toughness درتوليد تسمه مهم است. اما اين محصولات چون آفتاب خورده و دو دست هستند، نمي توان با آن تسمه توليد نمود.
بدون اطلاع آن را فرآوري مي كنند، تسمه را هم توليد مي كنند، اما هنگام كشيده شدن، خشك مي شود و مي تركد. مگر اين كه آن را تقويت كنند.
در الياف اين چقرمگي اهميت ندارد. مي گويند چيپس 600PET تومان قيمت دارد، اما با پرك 600 توماني نميتوانيد تسمه بزنيد. حتما بايد با آن الياف توليد كنيد. اگر بخواهيد تسمه بزنيد، حتما بايد يك شيميدان يا پليمريست آن را تقويت كند و انعطاف لازم را به آن بدهد.
تفاوت دستگاههاي ايراني و خارجي در فرآيند بازيافت چيست؟
علت اين كه دستگاههاي خارجي هيچ گاه در ايران موفق نمي شود، اين است كه نوع زباله ما براي ماشينسازان دنيا مشخص نيست. مثلا در استانهاي تمامي كشور بطري را بر مي دارند، يك ميله داخلش مي گذارند و پرت مي كنند داخل دريا. يا شن و ماسه داخل بطري مي ريزيد. اين مشكلات خط را مي خواباند. وقتي اين اتفاق مي افتد، مي گويند دستگاه فلان كشور جواب كار ما را نداده است.
من اين سيستم را بومي سازي كردم، هر مشكلي داشته باشد مي تواند با چشم ببيند و جلوي مشكل را بگيرد.
از آنجايي كه تجهيزات به كار رفته، تجهيزات سادهاي است در اجراي كار با مشكلي مواجه نبوديم.
شركت لاريم شيمي توليد چيپس PET دارد يا دستگاه بازيافت؟
در لاريم شيمي معمولا يك خط به زور مي تواند كار كند. تا مي خواهيم كار كنيم، مجبور مي شويم خط را بفروشيم. ولي شروع كار با 5 خط بود و درحال حاضر هم جا براي 10 خط وجود دارد. اگر خيلي آدمهاي با عزت نفسي باشيم، شايد 5 خط را بياوريم، دوباره شروع كنيم. اما اگر خط را كسي بخواهد، بهش مي دهيم.
يكي از محاسن، اين است كه خط را سريع تحويل مي دهيم. در 30 روز كاري قرارداد مي بنديم اما با تجهيزاتي كه هميشه وجود دارد در لاريم شيمي 15 تا 20 روزه هم مي توانيم تحويل بدهيم.
يك واقعيتي وجود دارد كه به هر كس بگوئيم يك پول زيادي در پيش است، كمتر كسي از آن فرار مي كند و ميگويد نه!
همه تراشكارها هم مي گويند اين دستگاه را براي شما مي سازيم. هر ماشينسازي هم اين كار را مي كند. اما كار PET يك ريزه كاريهايي دارد. يك مثال براي شما مي زنم.
وانهاي جداسازي را هر جا نگاه كنيد. حداقل 1 متر عرض دارد. وان جداسازي كه من مي سازم، 40 سانتيمتر است. 6 تا وان خراب شده تا به اين نتيجه رسيدهايم. در تئوري وان 1 متري جواب مي دهد اما در اجرا وقتي مشغول كار مي شويد، مي بينيد چه مشكلات و مصيبتهايي دارد. الان بازاري نيست كه ما محصول توليد كنيم. نياز به ساخت دستگاه بيشتر است. از اصول كسب به دور است با كسي كه دستگاه از ما خريداري كرده رقابت كنيم. گذشته از اين، نيروهاي من در ساخت دستگاه بعد از چند سال كار كردن تبحر بيشتري پيدا كردهاند و ساخت دستگاه برايشان ارزشمند است اما بنا به نياز مشتري شايد 50 تا 100 تن را با دستگاه خودمان بازيافت مي كنيم.
رشد PET در ايران چگونه به وجود آمد؟
در دنيا PET را crack مي كنند و از آن منواتيلن گليكول و يك حلال ديگر به دست مي آورند و به نوعي ديگر از آن به عنوان ماده اوليه استفاده مي كنند. با اختلاف قيمت نفت، اهميت بسياري يافته است.
اما در ايران رشد PET دليل ديگري داشت. به اين دليل بود كه يكدفعه مادهاي كه روي زمين، آشغال تلقي مي شد، از صفر رسيد به 400 تومان، چينيها آمدند خريدند و عدهاي صنايع هم دركنارش از اين ماده استفاده كردند.
مي دانيد وقتي PET ذوب مي شود، در كنارش آب دارد و جداسازي اين آب مشكل است. به همين دليل اكستروژن PET كار راحتي نبود. گذشته از اين كه PET در درجه حرارت 280 درجه، 260 درجه ذوب مي شود و بازهم اقتصادي نبود.
دو مطلب به رشد PET در ايران كمك كرد. يكي لوكس گرايي PET بود.
ضمن اين كه پلي كربنات هم صنعتگر پلاستيك را خسته كرده بود. چون بد تزريق است و قالبهايش بايد آب كاريهاي خاص خود را داشته باشد. PET بدون اين مشكلات وارد بازار شد و مردم حاضر شدند، كيلويي 1300 تومان براي آن بپردازند. ضمن اين كه چند شركت آب معدني هم شروع به كار كردند و شريك تجاري خارجي آنها اعلام كرد كه بايد درون بطري PET، آب را بستهبندي كنند.
جنس روي زمين افتاده، قيمت 350، 400 توماني پيدا كرد و براي مردم ارزشمند شد. بعد هم تبديل به مد شد.
مثلا در اصفهان اگر 1500 تن مصرف PET داشت به اندازه 6000 تن ظرفيت براي بازيافت PET ايجاد شد. به اندازه 12000 تن مصرف كننده چيپس بازيافتي PET، واحد راه اندازي كردند و الان هم ظرفيت شان خالي است چون حجم PET، هزينه حمل ونقل را نمي پوشاند و انتقال آن از استانهاي ديگر صرفه اقتصادي ندارد.
آيا تفاوت تكنولوژي باعث تفاوت ماشينهاي ايراني و خارجي مي شود؟
ما اصلا از لحاظ تكنولوژي، چيزي از تكنولوژي روز دنيا كم نداريم. بازيافت صنعت بسيار ساده و آساني است. بحث بر سر اين است كه بابت آن اضافهاي كه آنها به كار مي برند، اينجا كسي به ما پول نمي دهد. ما هر كاري كه انجام بدهيم، موادي كه از دستگاه ما بيرون مي آيد، يك سلسله آمايش نياز دارد. ما مواد سفيد و خشك شده به مردم تحويل مي دهيم.
ما كي مي توانيم فرآيند بازيافت bottle to bottle را به توليد برسانيم؟
من فكر مي كنم با شرايط فعلي، اقتصادي نيست. الان قيمتها طوري است كه جواب نمي دهد.
آيا توليد كننده يا مصرف كننده بطري PET اگر بداند با خريد يك دستگاه چند ميليوني بازيافت، مي تواند از اين طريق درصدي از بطري خود را تامين كند، آيا اين كار را مي كند يا خير؟
من قيمتها را دقيق نمي دانم، عددها را فرضي مي گويم كه سوء تفاهمي پيش نيايد توليد كننده مواد اوليهاش را از پتروشيمي ميخريد 1000 تومان، مواد دست دوم، مصرف شده و ثانويه را مي فروخت 550، 600 تومان. اين ميان تنها 400 تومان اختلاف بود. چون جنس را دولتي مي گرفت، بعضي اوقات برايش به صرفه بود كه مواد را خراب توليد كند تا ضايعاتش را بفروشد.
آيا تاسيس بانك بازيافت در استانهايي شمالي نمي تواند چارهساز باشد؟
بانك بازيافت اصلا جواب نمي دهد. توريست براي تفريح به مازندران مي آيد. به دليل اين كه زباله براي مردم مازندران ارزش پيدا كرده است، توريست مجبور است كارهاي عجيب وغريب كند. مازندران 2 ميليون نفر جمعيت دارد اما ممكن است در روز 5 ميليون نفر در مازندران حضور داشته باشند. البته من دقيق نمي دانم. اعدادي كه مي گويم دقيق نيست. در بين اين 3 ميليون نفر، همه جور آدم پيدا مي شود و ممكن است بعضي چيزها خلاف قوانين مملكتي باشد. پس توريست مجبور است نوع زباله را تغيير بدهد. به همين دليل روي هيچ بانك بازيافتي نميشود حساب كرد.

آيا نمي شود سيستمي پياده كرد كه به ازاي تحويل محصول بازيافت پذير سالم، جايزهاي به تحويل دهنده اعطا شود؟
راجع به اين موضوع من طرح نوشتم، پي گيري كردم و به استانداري مازندران هم تحويل دادم. در تهران كانتينرهايي وجود دارد كه اين كار را انجام مي دهند. اما قيمتهايي كه مي خرند با قيمتهاي واقعي متفاوت است و براي مردم ارزش برو و بيا و ترافيك را در شهرهاي بزرگ ندارد. اگر كيليويي 350 تومان بخرند منطقي است اما آن را 150 تومان مي خرند.
در شهرهاي كوچك دو حالت وجود دارد. يا به درب منازل مي آيند و با قيمت بسيار نازل آن را مي گيرند و يك جنس معمولي مي دهند و روزيشان را از اين طريق به دست مي آورند. يا اين كه مثلا 1000 تومان مي دهند براي 20 تا بطري. مردم ميگويند در شان من نيست 20 تا بطري ببرم به خاطر 1000 تومان، اگر همسايه ببينند چه اتفاقي ميافتد؟ و مشكلات فرهنگي ايجاد مي كند. از توريست هم كه نمي تواني انتظار چنين كاري داشته باشي.
پس ناخودآگاه تنها راه ممكن طرح تفكيك از مبدا در منازل با ايجاد شرايط اقتصادي منطقي باقي مي ماند.
طرحي كه ما داديم اين بود كه هر خانهاي بيايد زبالهها را جدا كند. ماموران جداسازي كه براي تحويل مي روند، به ازاي باري كه مي گيرند، كوپن بدهند. دو حالت وجود دارد يا اين كه اين كوپنها را بياورند و پولش را ريالي دريافت كنند. يا اين كه نزد پيش نماز مسجد، كدخدا يا رئيس محله، يك پولي را معادل كوپنها مي گذاريم تا قرعه كشي شود و به مردم پرداخت شود. از آنجا كه مردم ما عاشق لاتاري هستند. مي توانند از آن استفاده كنند. ثانيا به جاي 1000 تومان، 2000 تومان مثلا 50 هزار تومان به دست مي آورند كه مي توانند با آن يك كاري انجام بدهند. ثالثا بار تميز تحويل مامورين جداسازي مي شود. ولي هنوز زورمان نرسيده به يك دهياري اين را بقبولانيم. بازيافت يك مشكل مديريتي است نه فرهنگي.
شهرداريها چه نقشي مي توانند داشته باشند؟
هيچي، فقط جمع مي كنند، مي ريزند يك گوشه، مي توانم بگويم بازيافت يك مديريت است. يعني 75 درصد مديريت است، 25 درصد صنعت حتي شايد 20 درصد صنعت باشد. اصلا صنعتي ندارد. عمليات صنعتي بازيافت بسيار ساده است. ديگر از سانتريفوژ كه پيچيدهتر نيست. بالاخره سانتريفوژ ساختيم كه خارجي ها اين طور سرو صدا مي كنند. بازيافت يك مديريت درست است، يك همراهي، يك نوع اطلاعرساني درست است.