نگاهي به روش هاي بازيافت تايرهاي فرسوده- بخش پاياني : مشكل جهاني، رويكرد ايراني
نويسنده: عبدالله مصطفايي
در بخش اول گفتيم يكي از راه هاي كنترل آلودگي محيط زيست، استفاده از تايرهاي فرسوده براي توليد انرژي در نيروگاه ها و كارخانه هاست، اما يكي از ايراداتي كه ممكن است در ذهن متصور شود، مساله آلودگي هواي ناشي از اين كارخانه است. مثلاً در نيروگاه فوق الذكر سيستم تصفيه گاز خروجي از سه مرحله مجزا تشكيل شده است. در قسمت اول فيلترهاي كيسه يي قرار دارند كه شبيه يك جاروبرقي بزرگ عمل مي كنند و ذرات (اساساً اكسيدهاي روي) را جدا مي كنند و براي اين كار نيز از اختلاف فشار در نواحي مختلف كمك مي گيرند. اين ذرات درون قيف هايي جمع آوري مي شوند تا در صنايع بازيافت فلزات مورد استفاده قرار گيرند. در اين مرحله ابتدايي بيش از 99 درصد ذرات معلق حذف مي شوند.
در قسمت دوم يك فرآيند نيمه خشك براي سولفورزدايي از گاز خروجي وجود دارد كه در آن از هيدروكسيد كلسيم (آهك هيدراته) استفاده مي شود. راندمان حذف دي اكسيد گوگرد حدود 90 درصد است و به علاوه مقادير ناچيز كلريد هيدروژن نيز با راندمان مشابهي حذف مي شود. عمليات تصفيه گاز خروجي با به كارگيري فيلترهاي كيسه يي ثانويه كامل مي شود كه طي آن محصولات حاصل از واكنش آهك با گوگرد در قيف هاي اين فيلترها جمع آوري مي شوند و به فرآيند سولفورزدايي عودت داده مي شوند تا باعث افزايش راندمان عمليات حذف دي اكسيد گوگرد شود. گازهايي كه نهايتاً از دودكش نيروگاه خارج مي شوند به طور پيوسته از لحاظ ميزان SO2، Nox و ذرات معلق و CO تحت كنترل و پايش قرار دارند. همان گونه كه ذكر شد سيستم سه مرحله يي تصفيه گاز خروجي با اين هدف طراحي شده است كه اطمينان حاصل شود كه ميزان مواد منتشره كمتر از سطح مجاز هستند. يكي ديگر از روش هاي استفاده از تايرها در نيروگاه ها، خوراك دهي تايرهاي خرد شده به عنوان درصدي از سوخت نيروگاه هاي زغال سنگي است. اين روش در اكثر كشورها مورد توجه قرار گرفته است چون نيازمند سرمايه گذاري اندكي است و به تجهيزات خاصي نيز احتياج ندارد و از همان امكانات موجود در اين گونه نيروگاه ها مي توان براي تغيير استفاده كرد. تحقيقات نشان مي دهد اين كار باعث فراتر رفتن ميزان آلاينده هاي دودكش از حد مجاز نيز نخواهد شد.
نتيجه گيري و پيشنهادات
با توجه به تغيير بافت اجتماعي جهان به سوي افزايش شهرنشيني و رشد رفاه طلبي مي توان شاهد بيشتر شدن تعداد اتومبيل ها و افزايش استفاده از آن بود كه اين موضوع از ديدگاه زيست محيطي خطرآفرين است. گذشته از تمامي خطرات موجود در اين افزايش تقاضا، موضوع تاير خودروها يكي از مسائلي است كه به دليل حجيم بودن سريعاً پديدار مي شود. تاكنون راه حل هاي مختلفي براي اين مساله پيشنهاد شده است كه در اين مقاله به قسمتي از آنها پرداخته شد ولي مشهود است كه هنوز قسمت اعظم اين مشكل با ارسال تايرها به مراكز دفن حل مي شود. كشورهاي اروپايي به دليل كمبود زمين و نيز جهت جلوگيري از آلودگي بيشتر و تسريع در استفاده از راه حل هاي ديگر، امكان استفاده از اين گزينه را ممنوع ساخته اند كه همين موضوع باعث افزايش سهم روش هاي ديگر خواهد شد. صنعت برق نيز از رشد مناسبي برخوردار است و براي ادامه اين رشد نيازمند سوخت هاي قابل قبول و ارزان است كه تايرها مي توانند به عنوان يك سوخت در نيروگاه ها به كار گرفته شوند. در كشور ما نيز در حال حاضر تقاضا براي اتومبيل روزافزون است و طي دهه آينده يكي از چالش هاي پيش روي محيط زيست، اتومبيل و مشكلات ناشي از آن خواهد بود هر چند در حال حاضر نيز اين مشكل وجود دارد. از اين رو توصيه مي شود از هم اكنون راه حل هاي مناسب براي تايرها مورد مداقه و بررسي قرار گيرد.
به عنوان يك راه حل مي توان نيروگاه زغال سنگي در حال احداث طبس را به نحوي طراحي كرد كه قادر باشد تايرهاي اتومبيل را نيز به عنوان بخشي از سوخت خود به مصرف برساند. با اين كار مي توان علاوه بر كاستن از مشكلات زيست محيطي تايرها، با رفتار اين سوخت نيز آشنا شده و در مورد استفاده از تكنولوژي هاي بازيافت انرژي از تايرها تجربه كسب كرد. وجود محلي كه از تايرها به عنوان سوخت استفاده مي كند باعث خواهد شد مراكز تحقيقاتي و دانشگاه ها نيز بتوانند روي اين مساله با دقت بيشتري به تحقيق بپردازند و جوانب كار روشن تر شود. پيشنهاد بعدي ما اين است كه از توليدكنندگان تاير به ازاي هر كيلو تاير مبلغ 10 تومان به عنوان هزينه پسماند اخذ شود و در اختيار يك صندوق مديريت پسماند تاير قرار گيرد. البته تاثير اين عدد بر قيمت تاير زياد نخواهد بود چون مثلاً وزن يك تاير سواري بين هفت، هشت كيلوگرم است. در ادامه مي توان اين مبلغ را به ازاي وزن مصرفي براي تشويق اين گونه نيروگاه ها يا ديگر مصرف كنندگان اين زباله اختصاص داد.