بساط تفريح را آماده كرده و براي فرار از همه دردسرهايي كه كلانشهر پردود و دم نصيب تان كرده، سر به كوه برده و دل به دريا مي زنيد. به محض اين كه از شهر پردود خلاص شده و مناظر چشم نواز جنگل و كوه هاي سرسبز را مي بينيد براي شريك شدن در شادي طبيعت توقفي كرده و همين كه تصميم مي گيريد ريه هاي خود را مهمان اكسيژن و هواي بدون دود كنيد، مشامتان با بوي غريبي آزرده مي شود. فقط نگاهي كوتاه به حاشيه جنگل يا كوه و حتي دريا خوشي را از شما گرفته و اگر كمي دل رحم باشيد، دلتان به حال جفايي كه انسانها در حق طبيعت كرده اند، مي سوزد.
جمعيت شهري كه استان هاي گيلان، مازندران و گلستان در خود جاي داده است به همراه ورود انبوه گردشگران به اين مناطق، از سويي و كمبود زمين و فاصله كم دريا و جنگل از سويي ديگر، ساماندهي امور شهري از جمله دفع بهداشتي زباله را به يكي از مشكلات اساسي اين مناطق تبديل كرده است. بهتر است فكر انداختن تقصير خود به گردن ديگران را از سر بيرون كنيم. كمي منصف باشيد و از خود بپرسيد: «چه كسي اين بلارا به سر طبيعت زيبا و درياي پاك آورده است؟» بحث بي توجهي به طبيعت و انبوه زباله در كنار رودخانه ها، ساحل دريا و عمق جنگل كه مطرح مي شود، همه ما همانند كارشناسي خبره مجموعه اي از انتقادات را ابراز مي كنيم كه چرا محيط زيست تميز نگه داشته نمي شود و چرا كسي به انبوه زباله هاي انباشته توجهي نمي كند؟چرا دستگاه هاي مسئول فعال نيستند و... نمونه هاي ديگر از اين جملات فاخر. اما هيچگاه نپرسيده ايم كه« خود ما تا چه حد به فكر همين محيط زيستي بوده ايم كه اكنون در تلي از زباله مدفون شده است.»
اين ما هستيم كه با وجود محروميت از فرهنگ رفتاري فردي، فقط فرهنگ اعتراض را آموخته ايم. شاهد آن همين زباله هايي است كه از خودروها به بيرون پرت شده و يا با اطراق كوتاه خانواده ها در دامن طبيعت و ساحل دريا، به جا مي ماند.نكته اصلي اين است كه اساساً توقف هاي ساعتي ما در اين مناطق معمولاً در نواحي است كه براي اين منظور در نظر گرفته نشده و در اصل اطراق غيرقانوني است و حتي در اين شرايط عده اي به حاشيه جنگل يا كناره دريا و رودخانه اكتفا نكرده و با خودروي خود حتي به اعماق جنگل نفوذ مي كنند غافل از اين كه حتي از 10متري حاشيه اين مناطق هم مي توان لذت برد.اگر همه كمي به اين فكر كنيم اين آخرين باري نيست كه در طبيعت اطراق كرده ايم و شايد بار ديگر هم گذرمان به اينجا بيفتد، دست كم سعي مي كنيم اطراف خود را با انبوهي از بقاياي خوردني ها و آشاميدني هايمان پر نكنيم و دست كم از كيسه هايي كوچك براي جمع آوري زباله هاي خود استفاده كرده و آن را نه در دامان طبيعت بلكه در اولين سطل زباله سر راه خود رها كنيم.اين فرهنگ رفتاري را بارها در بين گروه هاي خودجوش جامعه با عنوان گروه هاي دوستدار محيط زيست يا در ساير كشورها ديده ايم كه افراد پس از پايان يك روز تفريحي، كيسه زباله در دست زباله هاي باقيمانده را جمع كرده و طبيعت را هم در شادي خود شريك مي كنند بنابراين بهتر است اين گونه رفتارها رنگ و بوي فرهنگ به خود بگيرد و نه فقط در بين گروه هايي از اين دست كه در بين همه مردم نهادينه شود. منبع: روزنامه ایران