هزينههاي مربوط به انرژي مصرفي، دليل اصلي شرکتها براي حرکت به سمت توسعه فناوريهاي سبز بوده و اين موضوع در چند سال اخير از اهميت بسيار بالايي برخوردار شده است. در اين اواخر در درجه اول به دليل افزايش قيمت نفت، هزينههاي مرتبط با مصرف انرژي رو به افزايش گذاشتهاند و هر چقدر اين هزينهها بالاتر بروند، قيمت توان مصرفي در محصولات فناوري اطلاعات نيز بيشتر خواهد شد. يکي از سادهترين راهها براي جلوگيري از به هدر رفتن انرژي محصولات فناوري، توقف دستگاههايي است که در حال حاضر از آنها استفاده خاصي نميشود. بيشتر رايانههاي روميزي موجود در شرکتهاي امروزي در ساعتهاي غير اداري بدون آن که به آنها نيازي باشد همواره به طور 24 ساعته در حال مصرف انرژي هستند. مراکز داده يا «ديتاسنترها» و سرورها نيز نمونه ديگري از اين دستگاهها به شمار ميروند که در بيشتر مواقع سرويسهاي معدودي روي آنها اجرا ميشود و با قرار دادن آنها در حالت بيکار(Idle)ميتوان با حداقل تأثير بر سرويسهاي مشتريان، مصرف انرژي را نيز کاهش داد.
بسياري از مجموعههاي فناوري اطلاعات امروزي از برنامههاي کاربردي استفاده ميکنند که بيش از 20سال از عمر آنها ميگذرد. اين نوع برنامهها برتريهايي دارند، از جمله اين که به خوبي کار ميکنند و از پايداري بالايي هم برخوردار هستند. به عنوان مثال يکي از اين نوع برنامهها را در ذهن خود تصور کنيد که در ابتداي کار روي يک سرور متوسط نصب و راهاندازي شده است. فرض کنيد مدتي بعد سرورها به روز شده و از نمونههاي قدرتمندتري استفاده شود. به تدريج و با گذر زمان، برنامه کاربردي که در اوايل کار خود بيش از 60 درصد يک سرور متوسط را اشغال ميکرد، در حال حاضر فقط 5 درصد از منابع سرور جديد را نياز دارد.
مصرف انرژي سرور بزرگ و قدرتمند جديد بيشتر از نمونه متوسط ابتدايي است در حالي که هنوز در سازمان از همان برنامه کاربردي بهره گرفته ميشود.
در زماني که در جدال رايانههاي «مين فريم» و سرورها، اين سرورها بودند که پيروز از ميدان بيرون آمدند، يکي از مسائل اصلي ميزان حرارتي بود که رايانههاي مينفريم توليد ميکردند و ساختمان را تحت تأثير قرار ميدادند. در چنين مواقعي حرارت توليد شده از مينفريمها براي تأمين جزيي از گرماي ساختمان مورد استفاده قرار ميگرفت. در برخي از شرايط نامساعد نيز براي هر وات مصرفي مينفريم، يک وات اضافي جهت خنک کردن سيستم نياز بود. احتمالا ًتاکنون با از کار افتادن سيستم تهويه هوا در يک اتاق پر از رايانه مواجه شده ايد. اين موضوع يکي ديگر از جنبههاي اتلاف انرژي را در شرکتهاي فناوري اطلاعات به ما نشان ميدهد.
راههاي بسياري وجود دارد که توسط آنها ميتوان در مجموعههاي فناوري اطلاعات، مصرف انرژي دستگاهها را بدون تأثير منفي بر ارائه خدمات کم کرد.
تأثيرات زيست محيطي محصولات از کار افتاده
بسياري از سازمانهاي امروزي بر کاهش هزينههاي تأمين انرژي تمرکز دارند و همين موضوع خواسته يا ناخواسته تأثيرات زيست محيطي را کاهش داده است. آن چه امروزه در شرکتهاي فناوري اطلاعات کمتر مورد توجه قرار ميگيرد، تجهيزاتي هستند که پس از اتمام عمر مفيد کارايي خود را از دست ميدهند. اجزاي مختلف رايانهها و تلفنهاي همراهي که امروزه مورد استفاده قرار ميگيرند داراي مواد سمي هستند که پس از منسوخ شدن، تأثير منفي عمدهاي بر محيط زيست ميگذارند. به همين دليل در حال حاضر، مجازاتهاي مختلف براي توليدکنندگاني در نظر گرفته ميشود که نسبت به از بين بردن محصولات نهايي خود پس از اتمام طول عمر مفيد توجهي نشان نميدهند. اينجاست که فرآيند «بازيافت» محصولات الکترونيکي به ميان ميآيد. اين موضوع از اهميت بالايي برخوردار است به لحاظ آن که در صورتي که نتوان يک محصول منسوخ را با روش درست بازيابي کرد تأثير منفي زيست محيطي آن بيشتر از زماني است که دور انداخته ميشود.
برخي از مواد سمي موجود در دستگاههاي فناوري اطلاعات که آسيبهاي زيست محيطي و بهداشتي قابل توجهي دارند عبارت هستند از:
سرب ـ اين ماده که عموماً در لامپهاي تصويرCRT و لحيمهاي به کار رفته در مدارات مجتمع وجود دارد، باعث آسيب شديد مواد تشکيلدهنده خون، سيستم عصبي و اجزاي مختلف بدن ميشود.
کادميم ـ مادهاي است که اغلب در اجزاي نيمههادي و تختههاي مدارها وجود دارد، سرطانزا است و معمولاً به کليهها آسيب ميرساند.
جيوه ـ اين ماده عموماً در باتريها و سوئيچها به کار ميرود و سميتر از سرب است.
هيچ کدام از اين مواد هنگام استفاده کاربران از محصولات الکترونيکي تأثير منفي نخواهند داشت و فقط زماني که منسوخ شده و در معرض واکنش با هوا قرار ميگيرند بسيار خطرناک ميشوند. خبر خوب در اين زمينه اين است که امروزه قوانين بازيافت متعددي در اکثر کشورهاي جهان تدوين شده است و اين موضوع ميتواند تا حد زيادي تأثيرات منفي فناوري اطلاعات را بر طبيعت و بهداشت کاهش دهد.
اگر چه فرآيندهاي بازيافت مواد بهکار رفته در محصولات الکترونيکي به طور صددرصد با محيطزيست سازگاري ندارند، سازمانهاي زيادي به شيوهاي مسئولانه دست به اين نوع اقدامات زده و سعي دارند زبالههاي الکترونيکي(e-Waste)را به حداقل ممکن برسانند. اين مسئوليت خطير به کاربران دستگاهها نيز مربوط ميشود. به نحوي که بهتر است از محصولاتي استفاده شود که فرآيند بازيافت آنها مشخص باشد و توليد کننده به جاي انتقال مشکل، به حل آن توجه نشان دهد.
سازمانهاي جهاني براي جلوگيري از توليد بيشتر زبالههاي الکترونيک
«ائتلاف مواد سمي در سيليکون» به اختصارSVTC در اوايل دهه 80 تأسيس شد. هدف از راه اندازي اين مجموعه، ترويج سلامت انسانها و حفاظت از محيط زيست توسط پژوهش و سازماندهي مردمي عنوان شده است. SVTC در حال حاضر در سراسر جهان به بررسي مشکلات ناشي از زبالههاي الکترونيکي ميپردازد و براي از بين بردن مواد سمي در تجهيزات الکترونيکي تلاش ميکند. اين مجموعه با همکاري سازمان
« بازل» و «کمپين بينالمللي حقوق بشر»، فهرستي از استانداردهاي مفيد در اين زمينه را تهيه کرده است.
«کنوانسيون بازل» سازمان ديگري است که با عقد يک معاهده جهاني، در تنظيم حمل و نقل و دفع زبالههاي سمي ناشي از فناوري اطلاعات فعاليت دارد. اين مجموعه نيز کار خود را از اوايل دهه 80 آغاز کرده و مديريت حمل و نقل و دفع زبالههاي الکترونيکي را بر عهده گرفته است.
برچسبها:
بازیافت,
بازیافت قطعات الکترونیک,
فناوری سبز,
فناوری اطلاعات سبز