| تبليغات | ||
![]() خدمات ايرانيان در كانادا آشنايي با روشهاي مهاجرت به كانادا كار و زندگي در كانادا تحصيل در كانادا
![]() شركت پارس پليمر اميركبير ساخت و راه اندازي خطوط بازيافت پيشرو در صنايع بازيافت 77641449-77641448
farsimex نماینده انحصاری ماشين آلات و تجهيزات بازيافت مصالح و نخالههاي ساختماني 22546398-021 تهران 8599127-0511 مشهد
خريدار عمده پرك پت خريدار PET آسيابي فرتاش 09124508076
خرید و فروش بی واسطه با گروه بازرگانان چینی در ایران شركت نيوساد 22047276 ابراهيميان
براي مشاهده تعرفه آگهي ها اينجا كليك كنيد
|
|
86/09/11
اگر اهلش باشي، هر روز وقتي در خيابان مقابل يكي از يك هزار و 40 كيوسك روزنامه فروشي پايتخت يا هر يك از روزنامهفروشيهاي شهر خود بايستي و نگاهي بيندازي،اگر روزنامه نخري حتماً مجلهاي از آن كيوسك بر ميداري. نگاه كه بيندازي، مطالبش كه خوانده يا مرور شد، عمرش هم تمام شده، ميشود كاغذباطله.گاهي بهترين وسيله است براي شفاف كردن شيشههاي دوده گرفته خانه. گاهي جاي سفره و گاهي.... اما گاهي روي هم تلانبار ميشود و بعد ميشود بابت آن پول گرفت!
كاغذ حكايت عجيبي دارد. وقتي سفيد است و آماده براي هر تجربهاي حكم خون سياوش را دارد. براي خريد هر بند يا رول آن بايد نقد بپردازي و به قيمت روز. اما از وقتي سفيد است و آماده تا وقتي سياه شد و باطله تجارتش داغ است و پر رونق.حكايت يك كالاي قابل بازيافت همين است. كاغذ به زحمت به دست ميآيد و گران است و گرچه حالا آن قدر قابل دسترس است كه فكر نميكنيم ممكن است روزي با محدوديت آن مواجه شويم. تجارت داغ كاغذ از سفيد و تميزش تا باطله و سياهش همه از يك ويژگي نفع ميبرند: چرخه قابل برگشت. ميپرسيد چگونه؟ خيلي ساده به همين روزنامهها يا انواع محصولاتي از جنس نشريات توجه كنيد.... آنچه پيش رو داريد داستان چرخه كاغذ است. شايد اگر اين رونق و داغي بازارش را بهتر لمس كنيد آن وقت كمتر حاضر شويد آن را همراه ديگر زبالهها راهي آشغالها كنيد.از زبان آمار در كشور ما حدود 8 هزار ناشر مجوز فعاليت دارند و عناوين مختلفي از كتابهاي درسي و غيردرسي، عام و تخصصي را منتشر ميكنند. بر اساس آخرين اعلام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در چهاردهمين نمايشگاه مطبوعات، 2 هزار و 138 نشريه در كشورمان مجوز فعاليت دارند. اين بخش به جز كانونهاي تبليغاتي ريز و درشتي است كه در سرتاسر ايران كارشان طراحي و چاپ پوستر، تراكت و انواع محصولات تبليغاتي كاغذي است. علاوه بر اين ما همه ساله تعداد زيادي دانشآموز داريم كه بايد براي آنها كتاب درسي تهيه كنيم. كتابهايي كه فقط براي يك سال آنها قابل استفاده است و كمتر ميتوان انتظار داشت از آن دانشآموز ديگري استفاده كند.حكايت دفتر و كاغذ نوشتاري و اسناد اداري و بانكي را هم به اين بخش اضافه كنيد آن وقت ميبينيد عجب بازار بزرگي ميشود. اين بازار بزرگ نيز تابع قواعد همه بازارها از عرضه و تقاضا پيروي ميكند و بر همين اساس شما ميتوانيد جابهجايي پول را درآن مرور كنيد و بر همين اساس در قالب يك تجارت پر سود براندازش كنيد. هر محصولي بر گرفته از نياز، بازار خاص خود را دارد و همين سبب تمايز در قيمت و رونق خريدش ميشود. حالا برگرديم به همان بحث اول و آنچه بيشتر به چشم ميآيد ولي كمتر از بقيه محصولات كاغذي تلفات ندارد. نگاهي به وضعيت تولد تا مرگ محصولات كاغذي بيشتر اين بحث را قابل لمس ميكند. شما به تناسب شغل و جايگاه اجتماعيتان با بانك سر و كار داريد. از خود اسكناس و چكهاي مسافرتي گرفته تا برگههاي ثبت و انجام عمليات بانكي، همه كاغذهايي با جنس متفاوت دارند. اسكناسها با دوامترند چون تعريف ويژهاي دارند ولي كاغذهاي عمليات بانكي آن هم در نظام بوروكراتيك ما كه براي هر حركتي نياز به كاغذبازي دارد خيلي خيلي كمتر از اسكناس عمر ميكنند. در بقيه موارد هم از همين جنس وضعيت ميتوان مثال زد. در ادارات و به ويژه در دادگستريها آن هم با رويه پر تلفات «اطاله دادرسي» طرفين مرتب انواع و اقسامي از دعاوي و ماجراها را روي كاغذ ترسيم ميكنند تا به هدف خود برسند و خب در همه اينها هر كدام از انواع كاغذ عمر و دورهاي از زندگي دارد.نكتهاش در اين است كه اگر شما يك اسباببازي پلاستيكي خريديد و بعد شكست بايد آن را روانه زباله كنيد ولي اگر يك برگ كاغذ را سياه كرديد و از آن براي نوشتن يا هرچيز ديگر بهره برديد ميشود از باطلهاش هم بهره برد. خصوصيت طبيعي بودن كاغذ و قابليت برگشت آن به طبيعت، سبب پر رونق شدن چرخههاي استفاده از آن شده و در سادهترين شكل از كاغذهاي باطله ميتوان مقواي جعبه شيريني، مقواي جعبههاي كفش و بسياري از محصولات كاغذي تهيه كرد. البته اين كار به تناسب توانمندي در عمليات بازيافت محصولات متنوع و مهمتري را روانه بازار ميكند كه ما در ايرانمان از كارخانهها و دستگاههاي كمتري براي بازيافت كاغذ بهرهمنديم و همين موضوع سبب شده تا بخشي از رونق بازار خريد كاغذهاي باطله ناشي از نياز خارجي و كشورهايي باشد كه توانايي توليد كاغذ خوب از كاغذ باطله را دارند.با اين اوصاف كاغذ ميتواند هم وقتي سفيد است مشتري داشته باشد و هم وقتي سياه. توجه كنيد وقتيكه كوهي از كاغذ باطله را به خريدارش ميدهيد پول اندكي به شما ميدهد. نكتهاش همين جاست كه هيچ زباله اي جز آهن و مشتقاتش را نميتوان با پول معاوضه كرد. شايد از نظر اقتصادي براي من و شما رقمي بزرگ در هزينهها و درآمدمان نباشد اما همين موضوع كمك ميكند تا هم عدهاي شغل و درآمد داشته باشند و هم طبيعت كمتر از زندگي پر دردسر ما آسيب ببيند! روزنامه باطله و بازارش شايد بحث درباره كاغذباطلههاي ناشي از عمليات بانكي خيلي ممكن نباشد يا نتوان تصور كرد كه اين كاغذها چه بازاري ممكن است داشته باشند. اما نشريات مصرف عمومي دارند و در عين حال كه كمتر از انواع ديگر، كاغذ باطله دارند به سبب جنس كار و عمر آن قابل لمستر ميتوان دربارهاش حرف زد.روزنامه و نشريات هر كدام عمر مشخصي دارند و بعد از آن به تناسب سليقه يا نياز عمومي قابل آرشيو و نگهدارياند اما اين موضوع عموميت ندارد و در قالب استفاده هر نشريه به تناسب تاريخش از رده خارج ميشود. از طرفي اموال دولتي و سند هم محسوب نميشود. به عبارت ديگر روزنامه به وسيله مردم خريده ميشود و به وسيله عامه مردم هم باطل ميشود. آنها كه هر روز مشتري كيوسكهاي مطبوعاتي هستند به خوبي ميدانند كه حجم باطلهها در پايان هفته و ماه چه فضايي از خانه يا محل كار را به خود اختصاص ميدهد.تنها مشكل قضيه در اين است كه خريد كاغذ باطله مثل خريد كاغذ آماده براي چاپ روزنامه، كيلويي صورت ميگيرد و اگر بخواهيد كاغذباطلهها را بفروشيد تا وزن آن قابل توجه نباشد اسكناس قابل توجهي در پي نخواهد داشت. بنابراين از يك طرف نميتوان هر روز منتظر خريداران شد و نميتوان جايي از خانه يا محل كار را به انبار نگهداري باطلهها اختصاص داد. با اين حال بايد گفت اين بازار يك بازار انحصاري است. به اين معنا كه فقط آنهايي درآن ميتوانند نقش بازي كنند كه يا خريدار نشريات هستند يا دستاندركاران نشريات.ميپرسيد چگونه؟ خب تا وقتي شما روزنامهاي نخريد و آن را نخوانيد صاحبش نميشويد و تا وقتي آن روزنامه از نظر زماني باطل نشده نميتوان با آن وارد چنين بازاري شد چون مصرف خاص دارد. پس بايد خريدار روزنامه و ساير نشريات باشيد تا بتوانيد به بازار مورد نظر وارد شويد.دستاندركاران نشريات نيز يك پاي قضيهاند. به اين عبارت كه اگر شما بهعنوان خريدار محصولات فرهنگي پاي كيوسك نرويد محصولات فرهنگي نظير روزنامه، هفتهنامه و ساير نشريات پس از دوره زماني انتشارشان باطل ميشوند و بهاصطلاح برگشتي نام ميگيرند. اين حالت حكم مرگ را براي يك محصول فرهنگي دارد. نتيجه اينكه بايد راهي قبرستان مطبوعات شود. قبرستان مطبوعات همان سولههايي است كه در اطراف شهر يا كنار دفاتر نمايندگي نشريات قرار دارد و برگشتيها را ساماندهي ميكند. اين برگشتيها كه حجمش كم نيست خوراك خوبي براي بازيافت محسوب ميشود. پس يك لقمه آمده است! اما آنچه شما خريدهايد در سطح شهر پخش شده و بايد از درخانه و محل كار شما جمع شود و بعد به لقمه بزرگ و آماده، تبديل شود. به هر حال در هر 2صورت مشتري دارد و يا شما يا دستاندركاران نشريات فروشندهاش هستند. مشاغل كاغذ باطله و درآمدش شايد فكر كنيد جمعآوري كاغذ باطله شغل خوبي نيست، اما اصلا فكر نكنيد كمدرآمد است. از سوي ديگر شايد كمتر چرخهاي از چرخههاي اقتصادي قابليت اشتغالزايي گسترده تا اين حد را داشته باشد. يك بخش آن قابل رويت است و فعالانش همانهايي هستند كه ما ميبينمشان و اصلا ظاهر خوبي هم ندارند ولي بخش ديگرش از دلال گرفته تا تاجر و بعد كارخانهدار بازيافتكننده همه وضع خوبي دارند. در واقع هر كس قدر اين كالاي قابل بازيافت را بيشتر دانسته وضع درآمدي بهتري دارد! در يك بخش از كار عده زيادي در قالب شركتهاي توزيعكننده مطبوعات مسئوليت جمعآوري و ساماندهي برگشتيهاي مطبوعات را بر عهده دارند. دراين بخش عده زيادي ميتوانند مشغول كار شوند. افرادي كه بايد برگشتيهاي مطبوعات را بررسي و پس از دستهبندي و شمارش، آنها را آماده وزنكشي براي فروش به خريدار اصلي كنند. در بخش ديگر آن كه كار سختي است عدهاي در سطح شهر ميچرخند ؛ آنهايي كه سري در زبالهها دارندو مشغول جدا كردن كاغذ باطلهها از بقيه زبالهها هستند، زيرا آنها به خوبي ميدانند كه براي اين نوع بهاصطلاح زباله عدهاي پول ميپردازند. پس به هر قيمتي شده از زبالههاي ما در سطح شهر جدا ميكنند و به خريدارش ميفروشند.اما عدهاي در سطح شهر هستند كه خريدار كاغذ باطلهها هستند و از جمعآوريكننده خرد تا من و شمايي كه روزنامه و كاغذ باطله داريم منتظر هستند تا آنچه جمع كرديم را بخرند. اينها هم به نوعي دلال و واسطه اين بازارند زيرا پل ميان خريدار اصلي و دارندگان كاغذ باطله شدهاند. براي همين شما وقتي كاغذ باطله ميفروشي حدود 40 تا 45 تومان در هر كيلو برايت بازگشت اسكناس دارد. بعد اين كاغذباطلهها در مرحله بعدي كه به شكل كلانتري قابل جابهجايي و مصرف است تا كيلويي 80 تا 90 تومان قابل خريد و فروش است و در نهايت قيمت كاغذباطله در مقصد اصلي به كيلويي 100 تا 120 تومان هم ميرسد. جالباينكه تقريبا يك دهم قيمت كاغذ به هنگام فروش اوليه بهعنوان محصول مرغوب و همان كاغذ آماده چاپ بهعنوان بهاي كاغذ سياه و باطله پرداخت ميشود. قيمت هر كيلو كاغذ مناسب چاپ روزنامه در ابتداي كار 800 تا 950 تومان است و معمولا به جز نقدي راه ديگري براي پرداخت آن وجود ندارد. بنابراين چرخهاي كه كاغذ شكل داده عده بسياري را درگير كرده است كه به تناسب از اين چرخه درآمد دارند.متأسفانه ما به درستي نميدانيم با چه محصولي سر و كار داريم وگرنه اگر با توجه به ارزش اين جنس آن را از زبالههايمان جدا ميكرديم عده بيشتري در چرخه كاغذ و بازيافت آن ميتوانستند مشغول به كار شوند. |
||
| صفحه اصلي را ببينيد _ صفحه فروش CD را ببينيد _ طرح توجيهي بازيافت _ |